تبليغاتX
دلم می خواهد ببارم
 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 22:18 توسط باران |

       

          

پروردگارا

در جان من آزادگی،

در روحم بی نیازی،

در قلبم اطمینان،

در کارهایم یکرنگی،

در چشمم نور

و...

در دینم روشن بینی بگذار.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 22:39 توسط باران |

شهادت اولین سردار قافله ی عشق، مسلم بن عقیل را بر تمامی عاشقان حسین(ع) تسلیت می گویم.

     

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 22:32 توسط باران |

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:38 توسط باران |

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 12:32 توسط باران |

سالروز پیوند آسمانی یاس و حیدر بر عاشقان ولایت مبارک باد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 16:58 توسط باران |

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:30 توسط باران |

 

     

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 23:16 توسط باران |

یا ارحم الراحمین

 

می بارد، قطرات باران از آسمان عرش الهی به نشانه ی لطف بی کرانش زمین را می نوازد؛ آنجا که به آسمان نزدیکتر است آرام تر می نوازد زمین را، تا مبادا مقربان درگاهش آزرده خاطر گردند؛ آری در آنجا برف می آید...

و اینجا شاید چون مردمانش گناه کارترند، باران شدید به یاری آنها می شتابد تا کمی از آلودگی هاشان را شسته و پاکشان نماید؛ باران می بارد...

 

    

 

و کاش ببارد، ببارد تا آنجا که بشوید تمام آلودگی های روحی و جسمی را از زمین و زمینیان.

و شاید..

شاید آن جمعه فرا رسد که زمین را عدل و داد فرا می گیرد، آسمان نور باران می شود، و یوسف زهرا (سلام الله علیه) می آید...

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 12:26 توسط باران |

یا رب

 

   

 

 

به پیشگاه امام رئوف رفتم؛ هرچند، من نرفتم او اجازه ی دستبوسی داد.

درقطعه ای از بهشت، دعا نمودم تا بیاید و کاش دعایم برآورده گردد...

+ نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 13:7 توسط باران |