

و علی علی ابن الحسین،
و علی اولاد الحسین،
و علی اصحاب الحسین.

و باز محرم،
و باز نزاع بین حق و باطل،
و چون همیشه پیروزی خون بر شمشیر،
و دوباره نوای "هل من ناصر ینصرنی"،
و باز تاریخ تکرار می شود، نه...
نه تاریخ در جریان است و این منم که دوباره آزمایش می شوم
آری آزمایش می شوم
که میان لشکر حسین(علیه السلام) و دشمنانش، کدام را انتخاب می کنم؟!
آری این مدرسه ی عشق است.
آری تاریخ تکرار می شود تا به من بیاموزد که...
که میان لشکر مهدی(علیه السلام) و دشمنانش کدام را انتخاب کنم!!!!!!!

می بارد؛
رحمت خدا از آسمان لطف او.
نزدیک به پنج دهه است که ندیده اند گذشتگان چنین مرحمتی را،
و اکنون
می دانم که این نشانه ای است برای من تا هشیار گردم که دیگرساعت ها طاقت دوری ات را ندارند، آری آمدنت را با ثانیه ها می شمارم...
مهدی جان، آن هنگام که ماه سیمای زیبایش را در آسمان می نمایاند تا همگان به تحسینش بپردازند؛ غنچه های انتظار را از باغچه ی محبتت می چینم تا در آدینه ای که با ظهورت بهاری می گردد، مسیر قدومت را با گل هایی از جنس عشق احمد(سلام الله)، با عطر وجود محمد(صلی الله علیه) و به رنگ سیمای گلگون فاطمه(سلام الله) آذین نمایم. تا شاید از یاد نبرم که عشق به تو، تنها راز جاودانه بودن است...

پیامبر سلام الله علیها خطاب به انصارفرمودند:
آیا راهنمایی کنم شما را به چیزی که اگر بدان چنگ بزنید بعد از من هرگز گمراه نشوید؟ گفتند آری یا رسول الله! فرمودند: این علی است دوستش بدارید به دوستی من، و احترامش کنید به احترام من، که خداوند به وسیله جبرئیل فرمانم داد که این را برای شما بگویم.
حلیه الاولیاء، ج 1، ص 63

پروردگارا یاری ام بنما تا پلکان سعادت را به یاری دوازده چراغ هدایتت بالا روم؛ آنسان سرافراز و سربلند که توان گفت زحمات علی (علیه السلام) را با خدمت به نگین امامت و پرچم دار عدالت، مهدی فاطمه (سلام الله) به بار نشانده ام.
باشد که در زمان غیبتش از منتظران حقیقی، و هنگامه ی حکومتش از خدمتگزاران واقعی او باشیم.
خدایا دوستت دارم...
می خوانمت با تمام وجودم،
بخوان مرا که سخت محتاج یاریت هستم،
مرا دریاب که در منجلاب زیبایی های دنیا غرق گشته ام،
یاری ام کن...
بشتاب که اکنون می دانم؛ از چه بهشتی دست شسته و چه سرابی را بهشت انگاریده ام.
تا تو هستی هیچ نخواهم؛
نه کسی را،
نه چیزی را...
زیرا
با تو بودن یعنی همه چیز،
و تو را داشتن یعنی همه کس...