تبليغاتX
دلم می خواهد ببارم

 

     

 

 

گل بي رخ يار خوش نباشد

بي باده بهار خوش نباشد

 

طرف چمن و طواف بستان

بي لاله عذار خوش نباشد

 

رقصيدن سرو و حالت گل

بي صوت هزار خوش نباشد

 

مهدي جان بهار دل هاي ما آن زمان تحويل خواهد شد كه نداي "انا بقيه الله خير لكم" سراسر زمان را فرا گيرد.

اللهم عجل لوليك الفرج...

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 0:29 توسط باران |

 

       

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 23:0 توسط باران |

 

        

مژده  اي دل كه دگر باد صبا باز آمد

هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد

 

بركش اي مرغ سحر نغمه ي داوودي باز

كه سليمان گل از باد هوا باز آمد

 

عارفي كو كه كند فهم زبان سوسن

تا بپرسد كه چرا رفت و چرا باز آمد

 

مردمي كرد و كرم، لطف خدا داد بمن

كان بت ماه رخ از راه وفا باز آمد

 

چشم من در ره اين قافله راه بماند

تا بگوش دلم آواز درا باز آمد

 

گرچه حافظ در رنجش زد و پيمان بشكست

لطف او بين كه بلطف از در ما باز آمد

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:29 توسط باران |

 

         

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 23:19 توسط باران |

 

شهادت جانگداز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امام حسن مجتبی(علیه السلام) تسلیت باد.

 

         

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 23:47 توسط باران |

چهار فصل سال را دیده ای؟

بهار، تابستان، پاییز، زمستان.

هر فصل معنایی دارد و دوره ای از زندگی است....

 

 

   

 

 

بهار فصل نمودن زیبایی های خویش است به دیگران، بیان اینکه تا چه اندازه می توانم زیبا باشم و این زیبایی ذره ای است از آنچه او در من نهاده تا قطره ای از دریای بیکران وجودش باشم؛

 

تابستان فصل نمایش توانایی هاست، هر کس تلاش خود در طول سال را در این دوره بر همگان آشکار می سازد؛

 

پاییز فصل فنا است، و بیان گر این اصل است که چندان مهم نیست که ظاهرا زیبایی، مهم این است که این زیبایی اگر ناشی از درون زیبایت باشد همواره چون کاج سبز خواهی ماند وگرنه روزی تمام زیبایی ات را از دست خواهی داد و تنها تو می مانی و درونت که برای همه آشکار گردیده؛

 

و زمستان فصل رشد کردن و زیبا شدن درونی است، تا در بهاری دیگر جلوه ای نو و زیباتر از گذشته بر همگان نمایان سازیم ...

 

و این است چهار فصل زندگی، و اکنون ما در فصل انتظاریم .......

نمی دانم فصل انتظار پاییز است یا زمستان یا هیچکدام؟

شاید دو فصل را در یک دوران می گذارنیم؛ شاید هم ...

نمی دانم. فقط خوب می دانم که چون پاییز تمام برگ هایم درحال ریختن است، آری این دوره آن زمانی است که بزرگان گفته اند «ایستادن برسر ایمان همچون نگه داشتن آتش است در کف دستان»؛ و خوب می دانم که چون زمستان اگرچه در ظاهر ناتوانم اما باید از درون ریشه های ایمانم را قوی سازم تا در بهار فرجش زیباترین باشم و در تابستان پیروزی بهترین محصول و میوه را برداشت نمایم.

مهدی جان مرا دریاب که درختی خشکیده ام...

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 19:55 توسط باران |