
بزرگي در ديدار با سرور شهيدان امام حسين عليه السلام چنين پند گرفته بود:
«... مهدي ما در عصر خودش مظلوم است، تا ميتوانيد درباره مهدي(عج) سخن بگوييد و قلمفرسايي كنيد؛ آنچه كه درباره شخصيت اين معصوم بگوييد درباره همه معصومين عليهما السلام گفتهايد؛ چون حضرات معصومين همه در عصمت و ولايت و امامت يكي هستند و چون عصر، عصر مهدي ماست سزاوار است درباره او مطالب گفته شود...»
و امام عليه السلام سخن خود را اينگونه به پايان رساندهاند:
«...باز تاكيد ميكنم درباره مهدي ما زياد سخن بگوييد و بنويسيد، مهدي ما مظلوم است، بيش از آنچه نوشته و گفته شده بايد دربارهاش نوشت و گفت»1.
مقربان و نيكوصفتان همواره آدينهاي وصفناشدني را وعده ميدهند، آنان خود وصف اين وعده را از خورشيدهاي تابان و ماههاي فروزان شنيدهاند. در آن جمعه سرنوشت عالم ورق خواهد خورد، مردي از تبار نور به اذن الهي ظهور خواهد كرد؛ مردي كه كلامش نفوذ كلام محمد (صلي الله عليه و آله)، هيبتش اقتدار حيدر(عليه السلام)، رأفتش يادآور محبت زهرا(سلام الله)، و شجاعتش بيمانند چون حسين(عليه السلام) است.
آري او خواهد آمد، با شمشيري از جنس عدالت، ريشهي ظلم را برخواهدچيد و بذر محبت و مهرباني را در دلها خواهد كاشت.
اما آيا تا آن هنگام من وجودم را براي پرورش بذر محبت آماده نمودهام؟
براستي چگونه بايدآماده شد؟
جز اين است كه نداي هل من ناصر ينصرني را از زبان يوسف زهرا(سلام الله) بشنوم؟ جز اين است كه دشمنان دين محمد(صلي الله عليه و آله) را دشمن خود بدانم؟ جز اين است كه در اطاعت امر امامم غير از رضايت خدا را جستجو ننمايم؟
و به راستي كدامين را انجام دادهام؟ در كدامين راه قدم نهادهام؟ هر جمعه كه نامهي عمل مرا به امام زمانم نشان ميدهند لبخند رضايتي بر لبانش نقش ميبندد، يا قلب مهربانش از ناداني و جهل من به درد ميآيد؟!!!
خدايا تو خود گفتي كه امامان ولي نعمتان مايند و حال من از سرورم و امام زمانم ميخواهم تا برايم دعا كند. دعا كند تا من هماني شوم كه اعمالم لبخند رضايتش را به دنبال آورد، آن زمان كه او از من راضي باشد تو نيز از من راضي خواهي بود؛ كه او قائم آل محمد است و برگزيدهي تو در زمين.
1. بوستان ولايت:2/18