به نام خداي بسيار بخشنده هميشه مهربان
روزي از روزهاي ماه رحمت گوهر گمشدهي وجودم را جستجو ميكردم، به دنبال محبوبم ميگشتم.
يار، آگاهتر از من بر من؛
و مشتاقتر از من براي وصل؛
و عاشقتر از من نسبت به من؛
و بر خلاف دلدارهاي خاكي هر لحظه مراقب و نگران من...
ناگاه ندايي شنيدم، از زبان عاشقي كه محبوبش را يافته بود. گوش كردم، سخناني دلنشين، كلماتي گويا؛ انگار تمام معانياي كه من به دنبالشان ميگشتم اما نميتوانستم بر دل و زبان جاري سازم را ميدانست. همهي آنچه كه من داشتم و نميدانستم، بودند و نميديدم را ديده و فهميده بود. به سخنانش گوش فرادادم چنين ميگفت:
محمد(صلي الله عليه و آله) و آل محمد(صلي الله عليهم) شجره طيبه هستند و شيعيان و مؤمنين شاخ و برگش؛ اين را به نقل از آل طه بيان ميكرد.
از او خواستم تا برايم بيشتر بگويد و او چنين ادامه داد:
آل احمد فرمودهاند: "دوستان ما حكم برگ شجره را دارند" و سخنش را اينچين ادامه داد كه زينت درخت به برگهاي آن است، درخت ابتدا برگ ميكند و سپس گل؛ اين برگ و گل متعلق به درختاند و اين درخت متعلق به اهل بيت خدا ...
ريشهي اين درخت محمد(صلي الله عليه و آله) است و ساقهاش علي (عليه السلام) و اولاد علي(عليهما السلام) هستند، و شاخهها و شكوفهها و برگهاي آن هم شيعيان، دوستان و محبين هستند.
برگ از درخت آب ميخورد، پس اهل بيت ساقيان معرفتاند1...

خدايا، اينك بر محمد(عليه السلام) كه امانتدار وحي تو و برگزيده آفريدگان تو و مخلص در ميان بندگان توست، درود فرست. هماو كه پيشواي رحمت و قافلهسالار نيكي و كليد گنجينههاي بركت است2.
------------------------------
1. تلخيصي از كتاب طوباي محبت1، سخنان محمد اسماعيل دولابي
2. صحيفه سجاديه، دعاي دوم
به نام خداي بسيار بخشنده هميشه مهربان
ستايش خدا را كه در آفرينش او را شريك نباشد و در بزرگي و بزرگواري او را مانند نيست، سپاس خداي راست كه امرش در خلق نافذ و اوصافش آشكار و مجد و بزرگواريش به لطف و كرمش پديدار است و دست عنايتش به جود و بخشش بر خلق گشاده، گنجينههاي رحمتش نقصان نپذيرد و كثرت عطا و بخشش جز بر جود و كرامتش نيفزايد كه او بسيار با عزت و اقتدار و بخشش است. خدايا از تو درخواست ميكنم اندكي از بسيار حاجتم را، با آنكه به او سخت حاجتمندم و تو از آن حاجت از ازل بينياز بودي؛ و همان قليل حاجت نزد من بسيار است و براي تو ادايش سهل و آسان.
اي خدا آمرزش تو از گناهم و گذشتت از خطاهايم و بخششت از ظلمم و پرده پوشيت بر عمل زشتم و حلم و بردباريت بر جرم و گناه بسيارم كه به عمد يا خطا مرتكب شدم، مرا به طمع انداخت كه از تو درخواست كنم چيزي را كه استحقاق آن ندارم و تو به لطف و رحمتت روزيم گردانيدي و قدرتت را در آن به من نشان دادي و اجابتت را شناساندي تا با دل مطمئن تو را خواندم و با انس و رغبت و بيترس مهابت از تو حاجت طلبيدم و با ناز و دلال بر تو آنچه ميخواستم تقاضا كردم؛ و اگر دير حاجتم برآوردي از ناداني بر تو عتاب كردم، در صورتي كه تاْخير حاجتم مرا بهتر بوده چون تو دانا به عاقبت امور خلقي، پس من هيچ مولاي كريمي را بر بنده لئيمي صبورتر از تو بر خود نديدم.

اي پروردگار من تو مرا دعوت ميكني من از تو روي ميگردانم، تو محبت افزون ميسازي و من با تو به خشم ميآيم، و با من دوستي و شفقت ميفرمايي و من از جهل نميپذيرم كه گويا مرا بر تو حق نعمت و منت است نه تو را بر من؛ و اين ناسپاسي من مانع از افاضه رحمت و احسانت بر من نشد واز فضل و جود و كرمت نكاست. پس به حال اين بنده نادانت ترحم كن و به فضل و احسانت بر او ببخش كه تو بسيار با بخشش و كرمي ...
فرازي از دعاي افتتاح
خدايا بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را بياموز كه چگونه فضيلت اين ماه را بشناسيم و حرمتش را بزرگ بشماريم و از آنچه منعمان فرمودهاي خودداري كنيم، و ياري كن تا با نگهداشتن اعضا و جوارح خود از گناه و به كار گماشتن آناه در آنچه سبب خشنودي توست، روزهاي آن را روزه بداريم؛ آنسان كه به سخنان بيهوده گوش نسپاريم، و چشم خود را به سوي بازيچه ها ندوانيم، و به حرام ها دست نگشاييم، و به سوي ناشايستهها قدم برنداريم، و شكمهايمان جز آنچه تو جلال كردهاي در خود جمع نكند، و زبانمان جز آنچه تو فرمودهاي، نگويد، و جز در آنچه ما را به ثواب تو نزديك ميسازد، خود را به زحمت نيندازيم، و جز آن كار كه ما را از غقاب تو جفظ ميكند، به كار ديگر نپردازيم.
آنگاه به لطف خود، همه اين اعمال را از رياي رياكارن، و آوازهجويي آوازهجويان، بپيراي، تا كسي را در عبادت خود با تو شريك نگيريم و جز تو منظور و مرادي نجوييم.
صحيفه سجاديه