تبليغاتX
دلم می خواهد ببارم - منتظر کیست؟...

منتظر...

 همانند كسي است كه در پي شب يلدايي، خسته از ظلمت و تيرگي، چشم به افق دوخته و دميدن خورشيد را آرزو مي كند...

همانند كسي است كه در بياباني بي انتها سرگردان مانده، تنها و وحشتزده رهنمايي را مي طلبد...

همانند كسي است كه پس از تشنگي هاي بسيار، با پنجه هايي دردمند، زمين را كنده و در آرزوي جوشش آبي گواراست...

همانند كسي است كه در قحطي سالي بي باران، در كنار مزرعه ي عطش زده اش، به اميد پديدار گشتن ابر رحمت ديده به كرانه هاي آسمان دوخته است...

همانند كسي است كه در حين بالا رفتن از كوهي، پايش لغزيده و دست به سنگي گرفته و كمك دهنده اي را فرياد مي كند...

همانند كسي است كه در كنار بستر بيماري عزيز، ترسان از جان سپردن او، ورود طبيبي درد آشنا را لحظه شماري مي كند...

بايد انتظار كشيد، هر صبح و شام بايد چشم انتظار فرجش ماند...

" فتوقعوا الفرج كل صباح و مساء... "      (امام صادق عليه السلام)

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 23:39 توسط باران |