تبليغاتX
دلم می خواهد ببارم - ببخش که تو بسیار کریمی...

به نام خداي بسيار بخشنده هميشه مهربان

ستايش خدا را كه در آفرينش او را شريك نباشد و در بزرگي و بزرگواري او را مانند نيست، سپاس خداي راست كه امرش در خلق نافذ و اوصافش آشكار و مجد و بزرگواريش به لطف و كرمش پديدار است و دست عنايتش به جود و بخشش بر خلق گشاده، گنجينه‌هاي رحمتش نقصان نپذيرد و كثرت عطا و بخشش جز بر جود و كرامتش نيفزايد كه او بسيار با عزت و اقتدار و بخشش است. خدايا از تو درخواست مي‌كنم اندكي از بسيار حاجتم را، با آنكه به او سخت حاجتمندم و تو از آن حاجت از ازل بي‌نياز بودي؛ و همان قليل حاجت نزد من بسيار است و براي تو ادايش سهل و آسان.

اي خدا آمرزش تو از گناهم و گذشتت از خطاهايم و بخششت از ظلمم و پرده پوشيت بر عمل زشتم و حلم و بردباريت بر جرم و گناه بسيارم كه به عمد يا خطا مرتكب شدم، مرا به طمع انداخت كه از تو درخواست كنم چيزي را كه استحقاق آن ندارم و تو به لطف و رحمتت روزيم گردانيدي و قدرتت را در آن به من نشان دادي و اجابتت را شناساندي تا با دل مطمئن تو را خواندم و با انس و رغبت و بي‌ترس مهابت از تو حاجت طلبيدم و با ناز و دلال بر تو آنچه مي‌خواستم تقاضا كردم؛ و اگر دير حاجتم برآوردي از ناداني بر تو عتاب كردم، در صورتي كه تاْخير حاجتم مرا بهتر بوده چون تو دانا به عاقبت امور خلقي، پس من هيچ مولاي كريمي را بر بنده لئيمي صبورتر از تو بر خود نديدم.

 

 

اي پروردگار من تو مرا دعوت مي‌كني من از تو روي ميگردانم، تو محبت افزون مي‌سازي  و من با تو به خشم مي‌آيم، و با من دوستي و شفقت مي‌فرمايي و من از جهل نمي‌پذيرم كه گويا مرا بر تو حق نعمت و منت است نه تو را بر من؛ و اين ناسپاسي من مانع از افاضه رحمت و احسانت بر من نشد واز فضل و جود و كرمت نكاست. پس به حال اين بنده نادانت ترحم كن و به فضل و احسانت بر او ببخش كه تو بسيار با بخشش و كرمي ...

فرازي از دعاي افتتاح

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:49 توسط باران |